@factiranii
۷۱۸٫۶ هزار
فالوور
عدد دقیق از اینستاگرام
۰٫۲۵٪
نرخ تعامل (ER)
پایین
۱٬۷۶۸
میانگین تعامل
لایک + کامنت / پست
۲٬۶۱۱
پستها
از اینستاگرام
۰
تبلیغ موفق
با ضمانت AdBridge
فالوور دقیق از اینستاگرام · ۷۱۸٬۵۷۷
نرخ تعامل = میانگین (لایک + کامنت) پستهای اخیر ÷ فالوور × ۱۰۰. سطح «عالی/خوب» نسبت به اندازه پیج تنظیم میشود (برندهای بزرگ معمولاً ER پایینتری دارند).
آخرین همگامسازی: ۶ ساعت پیش
ویدیوهنوزم برام عجیبه که چطور یه عده با دمپایی و تجهیزات ساده تونستن یکی از قدرتمندترین ارتشهای دنیا رو ۲۰ سال درگیر کنن و در نهایت مجبورش کنن افغانستان رو ترک کنه! 😂 یه طرف، آمریکا با پیشرفتهترین جنگندهها، پهپادها، تجهیزات نظامی و میلیاردها دلار هزینه؛ یه طرف، جنگجوهایی که بیشتر در کوهها و روستاها با امکانات بسیار محدود میجنگیدن. اما پایان ماجرا چیزی شد که خیلیها انتظارش رو نداشتن؛ بعد از نزدیک به دو دهه، نیروهای آمریکایی افغانستان رو ترک کردن و حکومت قبلی هم سقوط کرد. واقعاً بعضی اتفاقات تاریخ رو نمیشه با ظاهر و امکانات آدمها قضاوت کرد! 😂
ویدیوبیش از ۱۰۰ سال… نه یک زندگی، نه دو زندگی؛ چندین نسل در اسارت یک بدهی زندگی کردند که حتی خودشان آن را نگرفته بودند. همهچیز از جد خانواده شروع شد؛ مردی که روزی برای گذران زندگی مقداری پول قرض گرفت و قرار شد بدهیاش را با کار در یک کوره آجرپزی پس بدهد. اما بدهی تمام نشد… او مُرد، اما بدهی باقی ماند. فرزندانش آمدند و کار کردند… آنها هم پیر شدند و رفتند. بعد نوهها آمدند، و بعد نسلهای بعدی… کودکانی در همان کوره بزرگ شدند؛ بهجای مدرسه، کنار آجرها. جوانانی که رؤیای زندگی آزاد را داشتند، اما بدهیِ مردی از بیش از یک قرن پیش، سرنوشتشان را تعیین میکرد. آنها سالها کار کردند، اما انگار هرگز به پایان نمیرسید… انگار بدهی، از نسلی به نسل دیگر به ارث میرسید؛ نه خانهای، نه ثروتی، فقط بدهی و رنج. تا اینکه روزی، یک فرد خارجی که برای کمک به کارگرانی آمده بود که بهخاطر بدهی گرفتار شده بودند، با این خانواده آشنا شد. وقتی فهمید برای آزاد شدنشان چه مبلغی لازم است، تمام بدهی را پرداخت کرد. و شاید برای اولین بار در بیش از ۱۰۰ سال، اعضای این خانواده توانستند از کوره بیرون بیایند و پشت سرشان را نگاه کنند… نه برای بازگشت، بلکه برای رفتن. آن روز، فقط یک بدهی پرداخت نشد؛ یک زنجیر ۱۰۰ ساله شکسته شد. نسلهایی که آزادی را فقط در خواب دیده بودند، بالاخره توانستند طعمش را بچشند. 🥀
ویدیوگاهی آدم فکر میکند سختترین درد، از دست دادن چیزی است که دوستش دارد؛ اما عایشه ننه تمام عمرش را با چیزی زندگی کرد که از او گرفته بودند... سالها پیش، فقط به خاطر هدیهای که برای یک عروسی برده بود، همسرش او را به مزرعه برد. یک سؤال پرسید: «با کدام دست هدیه را دادی؟» و بعد، زندگی عایشه برای همیشه تغییر کرد... دست راستش را قطع کرد. عایشه که غرق خون بود، دست چپش را جلو آورد و گفت: «این یکی را هم قطع کن... وقتی تنها باشد، چه فایدهای دارد؟» او زنده ماند؛ اما نه برای اینکه زندگی با او مهربان شده بود. سالها بدون دو دست زندگی کرد، کار کرد، در کوه و دشت زحمت کشید و خرج زندگیاش را خودش درآورد. شوهرش به زندان افتاد و عایشه از او جدا شد. ۲۴ سال بعد، وقتی مرد دوباره به روستا برگشت، به دست خواهرزاده عایشه کشته شد. اما عجیبترین قسمت داستان این است که عایشه، با تمام آنچه بر سرش آمده بود، باز هم تسلیم زندگی نشد. او ۷۶ سال بدون دست زندگی کرد؛ ۷۶ سال با زخمی که فقط روی بدنش نبود، بلکه بخشی از روحش را هم با خود برده بود. عایشه ننه سرانجام در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵، در ۹۵ سالگی از دنیا رفت. شاید دستهایش را از او گرفته بودند، اما چیزی را نتوانستند از او بگیرند: توانایی ادامه دادن... 🖤
هیچ روز رزروشدهای ثبت نشده — برای هماهنگی زمان انتشار، در فرم سفارش تاریخ دلخواه را بنویسید.
برای معرفی حضوری، ریلز اختصاصی یا ترکیب غیرتعرفهای درخواست بدهید.
پرداخت امن نزد پلتفرم نگهداری میشود. در صورت عدم اجرای تبلیغ مطابق بریف تأییدشده، مبلغ شما بازگردانده یا بلاگر جایگزین معرفی میشود.
این بلاگر هنوز تعرفه ثابت ثبت نکرده است. از بخش «استعلام قیمت» درخواست بدهید تا قیمت را اعلام کند.